Productivity-Culture

چرا فرهنگ بهره‌وری با همدلی مغایرت دارد

توسط

همه ما اولویت های متضادی داریم و احتمالا از اینکه به بهای شخص دیگری، بهره وری خود را اولویت قرار می دهیم، مقصر هستیم. در غیر این صورت، هرگز کاری را تمام نمی کنیم. همانطور که نویسنده گرگ مک کئون در کتاب خود « اصولگرایی » استدلال می کند، با صرف وقت بیشتر برای آنچه که در زندگیتان «ضروری» است، لزوما دیگران را ناامید می کنید.

این توصیه معتبر است؛ اما فرهنگ بهره‌وری آنقدر بر اساس خود – بر تمرکز ، خروجی یا کارایی و اهداف خود – تثبیت شده که پیروی از این توصیه ها را در انواع اجتماعات به ندرت تصدیق می کند.

چرا بعضی از افراد باید تاوان بهره‌وری ما را بدهند؟

آلن هنری ویراستار و سردبیر سابق لایف هکر و بخش زندگی هوشمندانه تر نیویورک تایمز این گونه نقل می‌کند:

« چند ماه پیش، یک روز قبل که قرار بود با یک کارشناس تولید برای یک ماجرا مصاحبه کنم، فهمیدم که او اصلا زمان مصاحبه را تایید نکرده است.

من یک ایمیل زدم و سپس دو ساعت پر استرس را در انتظار پاسخ او گذراندم، تلاش کردم تا تقویم و مصاحبه های دیگر خود را جابه‌جا کنم تا بتوانم برای این کار، زمان بیشتری بگذارم.

روز بعد، دقایقی قبل از مصاحبه، او به من ایمیل زد و گفت که اگر وقت داشتم می تواند مصاحبه را انجام دهد؛ پس من سعی کردم در برنامه ام تغییراتی بدهم تا با او هماهنگ شوم.

بعد از ایمیل زدن، یادداشتی را که در کتاب این متخصص خوانده ام، بخاطر آوردم: اگر می خواهید کارها را به پایان برسانید، باید خودتان را با انجام کارهای روزمره، مثل: چک کردن مدام ایمیل ها یا رعایت نزاکت در تاییدیه مصاحبه به نویسنده، درگیر نکنید.

وقتی که آن را می خواندم، توصیه معقولی به نظر می رسید؛ اما اکنون در مواجهه با آن، کمتر درکش می‌کردم. چون مصاحبه شونده من یک دقیقه برای تایید زمان (مصاحبه) صرف نکرده بود، رنجیده‌خاطر شدم.

این اتفاق برای من نیز پیش آمده که دقیقا همین کار را با افراد دیگر انجام داده ام. همیشه وقتی کسی از من در خصوص «واکنش‌ام» به مسئله‌ای، منتظر جواب است که باید قبلا به آن پاسخ می دادم و من این کار را انجام نمی‌دهم، کمی احساس گناه می کنم. مطمئنا، من گرفتار هستم؛ اما آنها نیز هم مشغله دارند. بنابراین گرفتاری یا کار و مشغله، تقریبا در مورد همه افراد وجود دارد».

فرض بر این است که همه ما در دنیایی زندگی می کنیم که هر وظیفه ای در آن به راحتی قابل واگذاری است. شما این واقعیت را نادیده می گیرد که بیشتر اوقات، شخص دیگری-  افرادی که تمایل به حاشیه رانده شدن دارند- قیمت بهره‌وری شما را می پردازد.

دوست نباشید، همکار باشید

حمایت واقعی و راحتی به ندرت دست به دست هم می دهند.


هنری می گوید: « هر وقت کارهایی به شما سپرده شده که نمی خواهید انجام دهید، هیچکس حتی به این فکر نمی کند که شما می خواهید آن کار را به چه کسی واگذار کنید؛ مگر اینکه شما به‌طور جدی برخی از شرایط اجتماعی را که با جنسیت، نژاد و تمایلات جنسی همراه است، رد کنید. خیلی ساده است که کنار بکشید و اجازه دهید اوضاع مانند گذشته، به سمت ناکامی برود!».

او در مقاله اخیر در نیویورک تایمز، نوشته است که به عنوان یک روزنامه نگار با تجربه، به این نتیجه رسیده که بسیاری از توصیه های محبوب در مورد بهره‌وری،  فقط در دسترس افرادی است که امکان استفاده از آن را در وهله اول دارند.

همچنین وی اعلام کرده است: «این نکات و روش ها امکان کار برابر را فراهم می کند، طوری که با همه افراد، منصفانه، مساوی و صرفا بر اساس شایستگی کارشان رفتار می شود. متاسفانه، همه ما می دانیم که در دنیای واقعی در اکثر دفاتر کار، اینگونه عمل نمی کنند!»

در واقع، راهکارهای بهره وری در دنیای واقعی، بسته به اینکه چه کسی آن ها را به کار می‌برد، به طرز چشمگیری متفاوت عمل می‌کنند.

فرهنگ بهره وری، با تمرکز بی دریغ بر خود تنظیم شده که تداوم تمایل کورکورانه نسبت به نابرابری ها را ایجاد می کند. ویل استور، روزنامه نگار و نویسنده کتاب سلفی: چگونه خودبین شدیم و این چه بلایی سر ما می آورد، استدلال کرده است که وسواس ما در زمینه بهره وری و خودسازی باعث ایجاد فرهنگ کمال گرایی شده است که غالبا با همدلی و دلسوزی- نسبت به دیگران و خودمان- مغایرت دارد.

استور همچنان گفته است: «چیزهای زیادی وجود دارد که باعث می شود احساس کافی برای خوب بودن نداشته باشیم. برای جبران خسارت، ما به این حالت ذهنی سمی و کمال گرایانه هدایت شده‌ایم و برای همین مانع آگاهی از نیازهای دیگران در پیگیری کار بهتر، دقیق تر، سریع تر می شویم.»

تمرکز یک امتیاز است

و همه ما آن را نداریم

 
البته هدف نهایی این توصیه های مربوط به بهره‌وری، این نیست که به جایی برسید که بتوانید کار کمتری انجام دهید، بلکه داشتن آزادی عمل در انجام کاری است که واقعا شما را قانع می کند. اما تمرکز مطلق بر کاهش زمان صرف شده بر کارهای بی ارزش و کم اهمیت، نه تنها آن کار، بلکه افرادی که در نهایت آن را انتخاب می کنند را کم ارزش می کند.

هنری بیان می کند: « فرهنگ بهره‌وری، انعطاف پذیری کار روی صحنه و کار خلاق را ارتقا می بخشد. می توان ادعا کرد که اگر کارهای خانه را به شخص دیگری واگذار کنید تا با پرداخت کمی پول، آن کارها را به جای شما انجام دهد، در نتیجه شما آزاد هستید تا کارهای ذهنی بزرگی را که برای آن متولد شده اید، انجام دهید».

در مکان‌های کاری، “کارهای خانه” در اغلب موارد به‌عهده زنان است، و این عامل باعث می شود که کار این گروه ها برای ارتقاء یا پیش بردن کارها دشوار شود – برای مثال، وقتی صحبت از مذاکره در مورد افزایش حقوق کارگران خانه می شود، این افراد از اهرم بیشتری برخوردار هستند. وقتی درمورد موانع سیستماتیک که شکاف دستمزد را تقویت میکنند صحبت می کنیم، فرهنگ بهره وری می تواند یک نمونه بارز باشد.

این به معنای این نیست که همه ما باید آن کارهایی که قصد انجام‌شان را داریم، انجام ندهیم! بلکه باید بیشتر به کارایی خود فکر کنیم. با فرض اینکه هدف بهینه سازی زندگی شما شادتر بودن و برآورده تر شدن رویاهایتان است، بهره‌وری به اندازه ارتباط انسانی، به شما کمک نمی کند که به این هدف برسید.

اما گاهی اوقات، فقط این کار را انجام دهید. به ایمیل پاسخ دهید، قرار ملاقات را تایید کنید و به موقع حاضر شوید. این بهره‌وری همراه با همدلی است.

این رویکرد باعث می شود که محل کار شما کارایی بیشتری داشته باشد، و شما هم در کارتان موثرتر می کند. بخشی از خلاق بودن باید درک نقش ما در یک سیستم بزرگتر باشد و تشخیص اینکه ما تنها کسانی نیستیم که بیشتر به منافع خودمان فکر می‌کنیم.


ممکن است بپسندید

دیدگاه خود را بنویسید ...

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.