Business-Skills

۱۰ مهارت شغلی پر تقاضا برای سال ۲۰۲۰

توسط

اگر می­خواهید با موفقیّت در سال ۲۰۲۰ و سال­های بعد از آن زندگی کنید، لازم است مهارت­های جدیدی را فرا بگیرید که قطعاً برای پیشرفت به آموختن این مهارت­ها نیاز خواهید داشت.

 جامعه در حال فروپاشی به دو واقعیت موازی است. در واقعیت اول، شما بی­شمار فرصت دارید. در واقعیت دیگر، شما به تماشای شکاف میان سطح زندگی خود و افرادی که در سطوح بالا قرار دارند و روز به روز در حال پیشرفت هستند ادامه خواهید داد.

 حال اگر شما بخواهید یک کسب و کار سودآور داشته باشید، انتخاب­های زیادی ندارید. شما وارد یک بازی جدید شده­اید. باید با اقتصاد نوین همراه شوید و طرز تفکر قدیمی را کنار بگذارید. از همه مهم­تر، شما نباید برای خود بهانه جویی کنید.

 آیا مردم در تلاطم دنیای مدرن راه خود را گم کرده­اند؟ کاملاً. آیا این اتفاق تقصیر خودشان است؟ لزوماً نه. این یک مسئله عمیق و پیچیده است. لازم به گفتن نیست که هنگامی که شما واقعیت را می­فهمید، باید بینش خود را به عمل تبدیل کنید. شما مجبور به انجام کاری نیستید. انتخاب با شماست که آیا می­خواهید راه پیشرفت افراد موفّق را در پیش بگیرید یا راه اشتغال به روش­های سنّتی که منجر به نابودی پله‌های ترقّی شما می­شود.

در ادامه به مهارت­هایی که امروزه برای پیشرفت لازم هستند می­پردازیم.

قابلیت کسب درآمد در دنیای امروزی

 ما در اقتصادی قرار داریم که توجّه در آن حرف اول را می‌زند. آن‌هایی که افراد بیشتری روی کارها، پروژه‌ها و ایده‌هایشان توجه دارند، احتمال موفقیّت بیشتری دارند. شما لازم است یاد بگیرید که چگونه توجّهات را جلب کنید چراکه بدون آن، یک ایده عالی ممکن است با شکست مواجه شود. دقّت کنید که گفتم توجّهات را جلب کنید. برای این کار، یک جنبش را شروع کنید و مشتری‌های وفادار به‌ دست آورید. حتّی می‌توانید افراد درست را به زندگی خود وارد کنید. کیفیت کار شما به طور طبیعی پیروی مشتریان از شما را به همراه می آورد. همچنین شخصیّت اصیل برای عرضه کار شما لازم است.

 اطراف ما از افراد، محصولات و شرکت‌هایی پر شده که سعی میکنند خود را به زور به ما نشان دهند. از جمله آن‌ها می‌توان به تبلیغات رسانه‌ای و آن دسته از افرادی که با تهیۀ یک محتوای بی‌ارزش سعی در جذب ما به فرقۀ خود دارند اشاره کرد.

 برای آن که بلافاصله توجّهات را به سوی خود جلب کنید، باید به حدّی خوب باشید که دنبال کردن شما امر واضحی برای مخاطبتان باشد. البته مهارت‌های بازاریابی سنّتی ضروری هستند ولی هنگامی کارایی آن بیشتر می‌شود، که با کیفیّت و اعتبار پیوند داشته باشند.

 صرف نظر از آن چه که تلاش می‌کنید انجام دهید، این را بدانید که «تولید محتوا» مفهومی است که تقریباً روی همه افراد تأثیرگذار است. دانش، بینش و تجربیات خود را به جهانیان نشان دهید. برای انجام این کار حتی لازم نیست که ایده‌ای برای کسب و کار در ذهن خود داشته باشید. می‌توانید این کار را به عنوان کارمندی انجام دهید که هیچگاه قصد رها کردن شغل خود را ندارد. بیشتر کار کنید و ابتدا توجّه دیگران را به خود جلب کنید. بعداً می‌توانید دریابید که چه کاری می‌خواهید با آن انجام دهید.

 چند مثال:

  • وبلاگ‌نویسی: حتی اگر قصد ندارید که یک نویسنده بشوید، استفاده از یک وبلاگ برای به اشتراک گذاشتن افکار شما درباره کسب و کارتان می‌تواند باعث جذب مشتریان، کارفرمایان، سرمایه گذاران و افرادی شود که می‌خواهند با شما همکاری کنند.
  • ویدئو: شما می‌توانید صرفاً با استفاده از دوربین تلفن همراه خود و حرف زدن یک محتوای ویدئویی آنلاین تهیه کنید. برای مثال «تای لوپز» با یک ویدئو که توسط دوربین تلفن همراه خودش ساخته بود، توانست یک شرکت چند صد میلیون دلاری تأسیس کند.
  • شبکه‌های اجتماعی: یک مثال خوب آن «ران کاروترز»، یک متخصص مالی شخصی، است. او با سری توئیت‌های فوق‌العادۀ خود مفاهیم پیچیده را به صورت ساده برای «مردم عادی» توضیح می‌دهد. او تلاش نمی‌کند که یک چهرۀ تأثیرگذار در شبکه‌های اجتماعی شود ولی درک او از استفاده از شبکه‌های اجتماعی به او کمک می‌کند که کسب و کار خود را راه‌اندازی کند.

مهارتی که به شما کمک می‌کند تا در جهان بهترین شوید

 یکی از بهترین کتاب‌های خودیاری که تا به حال خوانده ام «چگونه تقریباً در همه چیز شکست بخورید و باز هم پیروزی‌های بزرگ بدست آورید» اثر «اسکات آدامز» است. او در این کتاب راجع به مفهوم انباشتن مهارت‌ها برای به دست آوردن جایگاه بهترین‌های جهان در کاری که انجام می‌دهید صحبت میکند. کار دشواری است که تنها با داشتن یک مهارت در جهان بهترین شد امّا اگر یاد بگیرید که چگونه مهارت‌های مختلف را به روشی منحصر‌ به ‌فرد با یک دیگر ترکیب کنید، به مجموعۀ مهارت‌های کمیابی دست خواهید یافت. هرچه مجموعۀ مهارت‌های شما کمیاب‌تر باشد، اقتدار شغلی بیشتری دارید. اقتدار شغلی به شما آزادی می‌دهد. به شما کمک می‌کند تا به میزان بیشتری فرماندهی کنید و همچنین جایگاه شما را بالا می‌برد زیرا به سختی قابل جایگزینی خواهید بود.

 اسکات آدامز کارتونیست «دیلبرت» است. او به شما می‌گوید که یک نقّاش متوسط است امّا بهترین نقّاش نیست. او بامزه است امّا بامزه‌ترین نیست. زمانی که در محیط شرکت سپری کرده، او را در زمینۀ نقاشی کامیک بهتر کرده و  همچنین مهارت های کاری او را افزایش داده تا سطح کار خود را ارتقاء ببخشد. این مهارت‌ها را با یک دیگر ترکیب کنید تا یک مجموعۀ مهارت منحصر به فرد به دست آورید و یک کامیک منحصر به فرد خلق کنید.

 مهارت‌های خود را انباشته کنید. ابتدا کارهایی را انتخاب کنید که در آنها پیروز می‌شوید. باید اوّل به تقویّت پایه‌ای استعدادها و قابلیّت‌های ذاتی خود بپردازید. سپس به فعالیت‌های جدید برای کسب مهارت‌های فرعی روی آورید. این کار تأثیر تلاش شما را چندین برابر می‌کند.

مهارتی که وقت شما را افزایش می‌دهد

 در جهانی که گستردگی توجهات در حال کاهش است، تمرکز اهمیّت بالایی دارد. اگر یاد بگیرید وقت های خاصی را فقط و فقط به کار خود اختصاص دهید و با آن همراه شوید، تبدیل به تولید کنندۀ درستی خواهید شد. چهار ساعت کار کردن در روز با تمرکز کامل، کارایی بیشتری از ۸ ساعت کار با حواس‌پرتی دارد. اگر ۲۰ درصد کار را که ۸۰ درصد نتایج از آن حاصل می‌شود با تمرکز کامل انجام دهید، بقیۀ کار روی دور خواهد افتاد. برخی عقیده دارند که این نسبت ۸۰-۲۰ نیست بلکه ۹۵-۵ است.

 مردم همیشه درباره ترفندهای نوشتن من می‌پرسند. من فقط یک ترفند دارم. برای ۵ سال تقریباً هرروز سعی کرده‌ام که با تمرکز کلمات را کنار هم بچینم. همین! این روالی است که منجر به تمام نتایج مثبت من در کسب درآمد اینترنتی شده است. راه موفقیّت یک راه سرراست است ولی فقط نیاز به تمرکز و انضباط دارد.

در مسیر کارآمد بودن شما، نیازتان به یاد گرفتن همۀ ترفندها شما را از هدف خود دورتر می‌کند. میزان انضباط، دقّت و قابلیّت دنبال کردن مسیر را در خودتان افزایش دهید تا پیروز شوید.

Maximum-Time

تصویر از کوین ک در سایت Unsplash

توانایی هدایت کردن زندگی در مسیر خود

هوش هیجانی(EQ) طی سالیان اخیر اهمیّت یافته است ولی باز هم موضوع بیش از حد برای مردم جذّاب شده است. شما لازم نیست میزان EQ خود را بدانید. اطلاعات با جزئیات کامل از شخصیّت شما ضروری نیست. هوش هیجانی اصلی صرفاً به این معناست که بدانید چگونه احساسات خود را تنظیم کنید به طوری که نتایج مثبتی برای شما حاصل آورد.

چند مثال:

  • خودآگاهی:
    بیشتر مردم نمی‌توانند با خودشان صادق باشند. توجیهات غیرمنطقی و خودمحوریشان سد راه موفقیّت آن‌ها می‌شود. اگر شما خود را با تمام نقاط قوّت و محدودیّت‌هایتان بشناسید، می‌توانید احتمال موفقیّت خود را بالا ببرید.
  • تواضع:
    نَفستان با این که شما هنوز کاری را انجام نداده‌اید، به شما می‌گوید که شما باید بهتر از چیزی که اکنون هستید باشید. ترس در واقع نوعی خودمحوری است. فکر می‌کنید آن قدر مهم هستید که جهان به شکست خوردن شما اهمیّت می‌دهد امّا این‌گونه نیست. متناضاً تواضع واقعی آن است که با کنار گذاشتن هواهای نفس خود و نمایش استعدادهایتان، بتوانید زندگی‌ای که لیاقتش را دارید به دست آورید.
  • صبر و ثبات:
    اگر توانایی این را داشته باشید که ایده‌های خود را بدون دردسرهای بی‌مورد و زیاد به اجرا در بیاورید، به نتایج دلخواهتان خواهید رسید. ترکیب اطمینان از هدف بلندمدّت، آمادگی پیش از موعد برای اعمال کوتاه‌مدّت و توانایی جدا ماندن از نتایج کوتاه‌مدّت، به شما قدرت‌های ویژه‌ای برای کارایی بیشتر می‌دهد.

مهارتی که شما را از منحرف شدن از مسیرتان باز می‌دارد

مثبت‌اندیشی و تمرکز روی اهداف والا شما را از قشر وسیعی از افراد جامعه جدا می‌کند. جامعه پر شده از داستان‌هایی از به پایان رسیدن دنیا و یا صحبت از فیلم‌های سطح پایین یا بزرگ نشان دادن چیزهای کم اهمیّت. بیشتر مردم بیش از اندازه از مسیر موفقیّت دور می‌افتند. راه حل جلوگیری از چیزهایی که شما را از مسیرتان دور می‌کنند ساده است:

  • درسترسیتان را به اخبار محدود کنید: ساختار تشویقی چیزی است که رسانه‌ها برای جذب مخاطب بیشتر درست می‌کنند که محتوایی است که روی احساسات تاثیر می‌گذارد. این اثر بیشتر اوقات منفی است. بر اساس طبیعت این صنعت، آنها صرفاً نمی‌توانند یک داستان عادی برای شما بگویند.
  • چند آدم باهوش را دنبال کنید: من دانش وبلاگ‌نویسیم را از حداکثر دو یا سه نفر یاد گرفتم. من اطلاعات زیادی گردآوری می‌کنم امّا هنگاهی که یک منبع خوب پیدا می‌کنم، دو دستی به آن می‌چسبم. بهتر است نصیحت‌های چند آدم بسیار موفّق را کلمه به کلمه دنبال کنید تا این که به حرف همه گوش دهید.
  • روی نتیجۀ کار خود تمرکز کنید: شما تنها می‌توانید خودتان را کنترل کنید. خودتان را تغییر بدهید تا دنیا نیز تغییر کند. قبل از این که دنبال کسی بگردید که شما را نجات دهد، از توانایی‌های خودتان بهره ببرید. نتایج کار خود را با میزان تلاشتان بسنجید. افراد مختلف به شما می‌گویند که روی هرکسی جز خودتان تمرکز کنید. این کاری است که تقریباً همه انجام می‌دهند. مسئولیت‌پذیری‌های ساده در زندگیتان می‌تواند به طور چشم‌گیری اعتیاد شما را به حرف‌های دیگران کاهش دهد.

هرچه بیشتر در این مسیر پیش بروید، خواهید ‌فهمید که ۹۹ درصد اطلاعات بیهوده هستند. شما فقط به یک درصد ارزشمند اطلاعات برای عوض کردن زندگیتان نیاز دارید.

قابلیت پیدا کردن طایفه خود

با مردم شبکه درست نکنید؛ با آن‌ها ارتباط برقرار کنید. اگر روی ارتباط با افرادی که به نظرتان جالب می‌آیند تمرکز کنید، از تعداد افرادی که می‌توانید با آن‌ها ارتباط برقرار کنید متعجّب خواهید شد. به علاوه نمایش دانش شما به جهان باعث آسان‌تر شدن ارتباطتان با مردم، به خصوص افراد تأثیرگذار، خواهد شد. هنگامی که فردی می‌خواهد با من ارتباط برقرار کند تا از من بدون آن که بخواهد کاری انجام دهد اطلاعات کسب کند، من علاقه‌ای به ارتباط با او ندارم امّا وقتی که با افرادی برخورد می‌کنم که به سختی کار می‌کنند و همچنین به کار من علاقمند هستند، به آن‌ها کمک می‌کنم.

من چندین نویسندۀ سطح بالا را می‌شناسم. چگونه با آن‌ها ملاقات کردم؟ توجه آن‌ها را با نوشتن محتوای خوب جلب کردم یا بهشان بدون توقع داشتن چیزی ابراز علاقه کردم. کارهایشان را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشتم چون در واقع کارهای خوبی هستند. من برای محصولاتی واقعاً دوستشان دارم بازخورد می‌نویسم. اگر این گونه کار کنید، به طور طبیعی یک شبکه ایجاد می‌شود. کارهای ساده زیادی وجود دارد که می‌تواند به شما در ارتباط با دیگران کمک کند:

  • محصولات آن‌ها را بخرید و به آن بازخورد بدهید
  • به کارهایشان نظرات فکر شده بدهید
  • کارهایشان را در اینترنت به اشتراک بگذارید
  • برایشان یادداشت‌هایی ارسال کنید و بدون خواستن چیزی، از آن‌ها به خاطر کیفیت کارشان تشکّر کنید.
  • به مکان‌هایی بروید که ‌می‌توانید هم‌سن و سالان هم‌فکر خود را پیدا کنید. در شبکه‌های اجتماعی دربارۀ یکی از علایقتان مطلبی بگذارید.

هنگامی که مردم بفهمند شما انسان درست و یکی از معدود افرادی در جامعه هستید که فقط به فکر خود هستند، از برقراری ارتباط با شما خوشحال خواهند شد.

بین دریایی از رزومه جلوه کردن

«جف گوینز»، نویسنده‌ای که در جوانی او را ستایش می‌کردم، دربارۀ مفهوم «زندگی پورتفولیو» صحبت می‌کرد. به جای این که رزومه‌ای پر از نکات حوصله‌سربر داشته باشید، باید کارهایی که انجام دادید را به نمایش بگذارید. وقتی که من اسم شما را در گوگل جست‌وجو می‌کنم، سوابق اجرایی شما باید برای من نمایش داده شود که شامل موارد زیر می‌شود:

  • محتواها و پروفایل شبکه‌های اجتماعی
  • پروژه‌هایی که انجام دادید
  • متن اخبار و فیلم و عکس‌های درباره شما

«جیمز آلتوشر» یک بار گفت:«کتاب‌ها کارت‌های ویزیت‌ جدید هستند.» به طور کلّی، سابقۀ کاری آنلاین شما کارت ویزیتتان است. نمی‌دانم کجا این جمله را شنیدم که می‌گویند:«هر شرکت یک شرکت رسانه‌ای است و هر شخص یک برند شخصی است.» اگر به صورت فعّال روی ایجاد یک برند تمرکز نکرده‌اید، بدانید که یک برند دارید امّا برند خوبی نیست.

باز هم می‌گویم:«لازم نیست یک چهرۀ تأثیرگذار بشوید.» ولی عمداً ردی از کارهایی که می‌خواستید انجام بدهید بگذارید. همانطور که «آستین کلیون» در کتابش به نام «کار خود را نشان دهید» می‌گوید، نه تنها پروژه‌های خود، بلکه پشت صحنه کاری که می‌کنید را نیز در اختیار مردم قرار دهید. قدم‌هایی را که برای بهبود زندگی یا کسب و کارتان بر می‌دارید مستند کنید تا به طور طبیعی سابقه کاری آنلاین خود را بسازید.

تصور کنید که دارید میان دو گزینه احتمالی انتخاب کارمند در اینترنت تحقیق می‌کنید. یکی از آن‌ها رزومه دارد و دیگری وضعیت روزانه دربارۀ رشته‌اش، ویدئوها، مطالب وبلاگ و نمونه‌های کوچکی از مهارت‌هایش به صورت پراکنده در پروفایلش وجود دارد. شما کدام یک را استخدام می‌کنید؟ دقیقاً!

یکی از مهارت‌هایی که به شدّت دست‌ کم گرفته می‌شود

خوب نوشتن یک قدرت ویژه است. حتی اگر نمی‌خواهید که یک نویسنده شوید، یادگیری نوشتن زندگی و کسب و کارتان را بهبود خواهد بخشید. چرا؟ نوشتن شما را مجبور می‌کند که افکارتان را به طور واضح بیان کنید. اکثر اوقات با خود فکر می‌کنید که یک مبحث را بلد هستید ولی نوشتن درباره آن به شما نشان می‌دهد که آیا واقعاً اینطور است یا خیر. نوشتن به شما کمک می‌کند که متفکّر و تصمیم گیرندۀ بهتری شوید.

بسیاری از مردم به دلیل این که بلد نیستند چگونه دربارۀ ارزش‌هایشان صحبت کنند، در زندگی یا شغلشان ترقّی نمی‌کنند. آن‌ها به طور کلّی در ارتباط برقرار کردن ارتباط مشکل دارند. در زندگیتان تا به حال چند ایمیل که روی آن به خوبی فکر نشده بود دریافت کردید؟

هر رئیس یا شرکتی باید یک وبلاگ داشته باشد. کارمندان نمونه می‌توانند از وبلاگ‌نویسی برای نشان دادن دانش خود در زمینۀ کاریشان استفاده کنند. هر شخصی باید یک وبلاگ داشته باشد تا تفکّر انتقادی و مهارت‌های داستان‌گویی خود را در آن تمرین کند. حتماً لازم نیست که نویسندۀ بزرگی باشید. هرکسی می‌تواند کارهای زیر را یاد بگیرد:

  • وبلاگ‌نویسی تجاری ابتدایی
  • نوشتن محتوای تبلیغاتی
  • ایمیل‌های مختصر و متقاعد کننده
  • چارچوب ابتدایی داستان‌گویی
  • مقاله نویسی

ببینید چقدر نوشتن در زندگی شما فراگیر است! هرتبلیغی داخلش کلمه دارد. کلمات برای شما داستان برنامه‌ها و فیلم‌های موردعلاقه‌تان را می‌سازند. ایمیل هنوز راه اصلی برای ارتباطات کاری است. مهارت نوشتن آن قدر همگانی است که من به سختی می‌توانم کسی را پیدا کنم که از بهتر شدن در آن سودی نبرده باشد.

توانایی اصیل بودن

وقتی صحبت از اقتصاد وابسته به توجّه که ما در آن قرار داریم می‌شود، تلاش برای یک چهرۀ تأثیرگذار شدن بی‌فایده است. هیچ‌گاه هدفی را برای معروف شدن یا جلب توجّه شروع نکنید. روی این تمرکز کنید که به طور عمومی بهترین نسخۀ خود باشید و نه چیز بیشتر. دنیا بیش از حد برای بی‌طرف بودن و جلو افتادن رقابتی است. تنها راه جلو افتادن این است که اصیل باشید زیرا آن‌گاه هیچکس نمی‌تواند در مانند شما بودن، با شما رقابت کند.

شما قوانین بازی را یاد می‌گیرید تا بتوانید آن‌ها را بشکنید. شما تکنیک‌ها و استراتژی‌های ساده را در رشتۀ خود مطالعه می‌کنید، سپس آن‌ها را با بینش و مهارت‌های خاص خود ترکیب می‌کنید و شما هیچوقت برای جلو افتادن نقش بازی نمی‌کنید.

«رمیت ستهی» مقالۀ فوق‌العاده‌ای دربارۀ آسیب‌پذیری ساختگی نوشته است. او دربارۀ تولیدکنندگان اینترنتی‌ای حرف می‌زند که عمدآ اطلاعات زیادی از زندگی خود به اشتراک می‌گذارند و سعی می‌کنند خود را از آن‌چه که هستند بسیار پایین‌تر نشان دهند تا در نظر اصیل بیایند. این کار فقط زمانی جواب می‌دهد که شما شخصی باشید که به این‌گونه به اشتراک گذاشتن متمایل باشید.

شما با فراموش کردن استانداردهای قراردادی اصیل بودن، اصیل می‌شوید. شما مهارت اصیل شدن را با تشویق خود به این که خود حقیقیتان باشید می‌سازید. به برخی از معروف‌ترین افراد در زمینه های مختلف نگاه کنید. بیشتر آن‌ها دو دستگی ایجاد می‌کنند زیرا نظرات آنها به مذاق همه خوش نمی‌آیند و حتی موجب خشم برخی‌ها می‌شود. آن‌ها افراد وفادار را با خود همراه می‌کنند.

شما مردم را مجبور نمی‌کنید که به شما بپیوندند بلکه افراد هم‌فکر خودتان را جلب می‌کنید که به شما بپیوندند. این رابطه میان شبکه‌ها، مشتریان، طرفداران، کارفرمایان و… نیز برقرار است. شما نمی‌توانید موقعیت‌های درستی در زندگی ایجاد کنید مگر این که راجع به خود واقعیتان، چیزهایی که می‌خواهید و نظراتتان درباره اتّفاقات جهان صادق باشید.

تفکر کارآفرینانه

آن روزهایی که میشد پلّه‌های ترقّی را با همکاری کردن مثل یک ربات طی کرد گذشت. بدون توانایی نشان دادن عکس‌العمل مناسب نسبت به اتّفاقات و فروختن ایده‌هایتان (کارمندان هنوز خدماتشان را به کارفرمایان ارائه می‌کنند)، شما ناکارآمد هستید. چه بخواهید یک کسب و کار را آغاز کنید چه نخواهید، باید با زندگیتان مثل یک کسب و کار رفتار کنید.

  • شما یک محصول هستید: هنگامی که مردم به امید این که یک فرصت به سراغ آن‌ها بیاید می‌نشینند، شکست می‌خورند. چرا مردم باید شما را باور کنند در حالی که شما خود را مانند یک محصول به آن‌ها عرضه نکرده‌اید؟
  • شما در رأس بازاریابی و تجارت قرار دارید: نصف چیزهایی که در این لیست به آن‌ها اشاره کردم شامل نشان دادن دانشتان به صورت اینترنتی است. چرا؟ چون روزهایی که می‌توانستید با یک رزومه و به صورت ناشناس برنده شوید دیگر گذشته است.
  • شما واحد روابط عمومی هستید: چه خوب یا چه بد، تقریباً هرکاری که انجام می‌دهید به طور دائم در اینترنت ثبت می‌شود. از دستم دلخور نشوید ولی بدانید که رفتار شما یک برند برایتان می‌سازد؛ چه دوست داشته باشید، چه دوست نداشته باشید.

کارمندان نمونۀ این قرن حقوق بگیر نیستند. آن‌ها از نوع کارآفرینانی هستند که سابقه کاری دارند، با شرکت‌های زیادی قرارداد می‌بندند و از رسانه‌ها برای بالا بردن پروفایل‌های خود استفاده می‌کنند. شما دیگر لازم نیست که برای داشتن کسب و کار خودتان، صاحب یک کارخانه یا دارایی‌های فراوان باشید. شما بیشتر از همه چیز به یک کامپیوتر نیاز دارید. بیشتر شرکت‌های چند میلیون دلاری در کل با ۳ یا ۴ کارمند اداره می‌شوند. بسیاری از آن‌ها از چند دستیار مجازی، کامند غیروابسته و پیمان‌کار استفاده می‌کنند. ما در اقتصادی قرار داریم که بر پایۀ قراردادها است. کارمند یک شرکت بودن دیگر معنایی ندارد. بدون ابتکار و تلاش کارآفرنانه، شما در تلاطم این دنیای پرسرعت گم می‌شوید.


ممکن است بپسندید

دیدگاه خود را بنویسید ...

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.