freelancer

بعد احساسی آزادکاری

توسط

آزادکاری مانند سوار شدن یک ترن هوایی است، اما همچنین می تواند به شما کمک کند تا بهترین خودتان باشید. مقالات زیادی وجود دارد که به شما آموزش می دهد چگونه به طور مناسب آزادکاری انجام دهیم موارد زیادی وجود دارد که در موردشان فکر کنید: صدور صورتحساب، ارتباط با مشتری، کلاهبرداری ها، حسابها و دیگر موارد.

   چیزی که من در سه سال کار کردن با آزادکاری یاد گرفتم این است که این کار می تواند مانند یک ترن‌هوایی احساسی باشد. درست مانند یک سفر هوایی واقعی، آزادکاری که هم می‌توانند بسیار محرک، مهیج و گاهی ناخوشایند باشد. بدون مدیریت یا HR برای بررسی کارتان، و بدون یک حقوق مشخص و ماهیانه یا بدون همکاری که با آنها تبادل ایده کرد، این پستی ها و بلندی ها در زندگی کاری شما می تواند در صورتیکه ندانید چگونه آنها را کنترل کنید شما را از نظر احساسی به صورت منفی تحت تاثیر قرار دهند.

   بله، بر خلاف ترن هوایی، کار کردن به عنوان یک فیلم به من کمک کرده است تا از نظر احساسی ثبات بیشتری داشته باشم. به عنوان یک آزادکار من کسب و کار خودم هستم. یعنی وقتی که می خواهم شروع به انجام کار کنم، می بایست منطقی، ثابت قدم و آرام باشم. از آنجا که آزادکاری ذاتا می‌تواند نامشخص و ناپایدار باشد، من می بایست حس پایداری از صلح و آرامش را در خود ایجاد و حفظ کنم.

   من همیشه میخواستم برای خودم کار کنم و این موضوع به این معنا است که تمام مسائلی را که در گذشته در رابطه با مشاغل باعث آزار من شده اند، باید رفع کنم. من در این فرآیند لحظات زیادی با دل پیچه را حس کردم و همچنین لحظات مثبت و دستاوردهای را در کنار آن ها تجربه کرده ام. موارد مثبت هستند که این سبک زندگی را ارزشمند می کنند و اینکه با لحظات دارای دل‌پیچه ( از حالا آن ها را لحظات سختی می نامیم) چگونه ورد می‌کنید و در نهایت موفقیت کسب و کار شما را مشخص می‌کند. در اینجا تعدادی از لحظات سخت را که من در تجربه خود به عنوان یک آزادکار معمولاً توانستم از عهده آنها بر بیایم به شما میگویم:

هنگامی که (به نظر می رسد) کاری وجود ندارد

من متوجه شده‌ام که کار آزادکاری به صورت چرخه ای است و بسیار همبستگی بالایی با طرز نگرش شما دارد. ترس از پرداخت مخارج و قبض ها و این حقیقت که هیچکس قرار نیست در آن لحظه در دسترس شما باشد، کمکی به شما نمی کند. من یاد گرفتم که این حقیقت را با آغوش باز پذیرا باشم که من چرخه ای از دوره هایی را تجربه می کنم که بسیار در آن شلوغ هستم، همراه آن زمان های وجود دارد که کارهای کمتر وجود دارد یا اصلاً هیچ کاری وجود ندارد.

   هنگامی که کارایی کمتری وجود دارد، باید یادآوری کنید که چرا این کار را شروع کرده اید. آیا می خواهید تنها برای یک نفر، آن هم در یک کار خسته کننده بی انتها کار کنید؟ البته که نه! شما تنوع را که آزادکاری برای شما فراهم می کند دوست دارید چرا که به این معنا است که می‌توانید روی پروژه‌های کوچک متعددی کار کنید. گاهی اوقات این کارها تا ۶ ماه ادامه دارند و گاهی هم این چنین نیستند- این چیز خوبی است.

   هنگام رکود کاری نگران نباشید- شاید این بدان معنا است که زمان آن رسیده تا کمی خلاق تر شوید و به سطح بعدی بروید.

   علاوه بر این، شما هیجان تعجیل را دوست دارید. به عنوان یک آزادکار، عشق به عجله کردن بخشی از ذات کار شماست. چه اینکه شما در حال فرستادن درخواست باشید و چه اینکه پروژه‌ها را پیگیری کنید، نمی‌توانید به مسئله تعجیل اجازه دهید که از نظر احساسی شما را بی ثبات کند. من متوجه شدم که، اگرچه ممکن است پس از ۶ تا ۸ ماه درآمد ثابت بازگشت به وضعیت بعد برای شما ترسناک به نظر برسد، اما باید یاد آور آن شوید که جستجو برای موقعیت های جدید به شما کمک می کند تا رشد کنید. من دوست دارم در رابطه با تعجیل که در دوره هایی که کار کمتری وجود دارد به عنوان رفتن به شیرینی فروشی فکر کنم. در آنجا، منبع گزینه های مختلفی نگاه می کنم و در جستجوی آن هستند که دقیقاً چه چیزی مزه خوب و رضایت بخشی برای من خواهد داشت.

   زمانی که شما این چنین آزمایش می شوید و به نظر می‌رسد که شرایط نامساعد است نگران نباشید- شاید این مسئله تنها بدان معنا است که زمانی برای خلاقیت و رفتن به سطحی بالاتر فرا رسیده است.

هنگامی که شروع به احساس تنهایی می کنید

به عنوان یک آزادکار، گاهی اوقات تنها می شوید.  مطمئناً اگر بخشی از یک فضای همکاری مشترک باشید، ممکن است توسط سایر آزادکارهای بزرگ احاطه شده باشید، یا اینکه در برنامه خود وفاداری بیشتری برای دیدار با دوستان برای قهوه داشته باشید، اما وقتی نوبت به کارتان می رسد، خودتان هستید و خودتان.

 توصیه من؟  در صورت امکان کمک بخواهید.

 درک کنید که هیچ انسانی در یک جزیره نیست.  زیبایی زندگی در دنیای امروز این است که برای هر مشکلی که دارید از جمله عدم اجتماع، پاسخی وجود دارد.  فقط باید آن جواب را پیدا کنید.

 این زاویه مثبت برای مشتری های دشوار وجود دارد: آنها می توانند مقاومت عاطفی شما را بسازند.

 من همچنین آموخته ام که تنهایی می تواند هنگامی اتفاق بیفتد که شما تلاشهای خود را روی موارد درست متمرکز نکنید.  شاید احساس بیگانگی داشته باشید زیرا کار فقط مناسب شما نیست و شما را به اندازه کافی درگیر نمی کند تا یک پله واقعی در سفر باشید.

 در نهایت، همه ما در مورد خودمان می آموزیم، بنابراین تمرین صبر با خود چیزی است که مطمئناً به عنوان یک آزادکار مورد آزمایش قرار خواهید گرفت.  سعی کنید در هر کجا که می توانید جامعه ای را پیدا کنید و بسازید.

سر و کله زدن با مشتریان پردردسر

انواع بسیار مختلف و متفاوتی از این دست مشتریان وجود دارند. چند مثال از این نوع مشتری­ها عبارتند از افرادی که  در هر بار نیاز به برقراری ارتباط پاسخگو نیستند، بعضی از آنها به نظر از کار شما کاملا راضی نیستند ( صرف نظر از تعداد دفعات ویرایش یا تغییراتی که ایجاد می کنید)، یا دیگرانی که به سادگی از شما سود می برند و هنوز به شما پرداختی انجام نداده­اند.

 نکته مثبت در رابطه با مشتری­های پردردسر این است: آنها می­توانند مقاومت عاطفی شما را بسازند.  خوشبختانه، من اکنون به ندرت با آنها سر و کار دارم، زیرا یاد گرفته­ام که در مورد کسانی که با آنها کار می کنم بسیار محتاط باشم، اما من اغلب جذب مششتریانی را که ناخواسته ممکن است به ما در حل و فصل یک محدوده رشد مورد نیازمان کمک می­کنند، جالب می­بینم.

 به عنوان مثال، هنگامی که از من خواسته شد تا پکیج نسبتا بزرگی از کار کپی­رایتینگ (تبلیغ نویسی) را برای کمپین تولد یک برند انجام دهم، در موقعیت دشواری قرار گرفتم. زمان انجام پروژه مهم بود و من طی مدت چند روز یک خبرنامه، نسخه تبلیغاتی، ایمیل ها و تعدادی توضیح محصول را تحویل دادم.

 این­که جایگاه مشتری را بسیار بالاتر از خود و بدون عیب و نقص در نظر بگیرید و خودتان را در جایگاهی پایین­تری از او ببینید، کار ساده­ای است. اما نباید بدین شکل رفتار کنید، حتی اگر یک آزادکار جدید هستید.

 من در ابتدای کار درخواست پول ودیعه اطمینان داشتم اما از آنجا که این برند “به تازگی” قرار بود راه اندازی شود (یا چنین تصور من را سوق داده بودند)، وقتی شرکت هنوز بلافاصله به من پرداختی نکرده بود، اجازه دادم تا این مبلغ آزاد شود. سورپرایز، شگفت زده شوید: تا به امروز هنوز مبلغی پرداخت نشده است و خود برند غیبش زده است.

 این اولین باری بود که چنین اتفاقی برای من افتاد، اما این یک آزمایش خوب بود و به من کمک کرد تا جنبه هایی از کسب و کارم را از جمله مرزهایم را شکل دهم، آنچه باید و بر آن اصرار کنم و آنچه را که تصمیم می گیرم می بایست برای خود من به عنوان یک صاحب کسب و کار قابل قبول باشد.

 بسیاری از آزادکاران ممکن است هنگام شروع کار، به دلیل عدم داشتن اعتماد به نفس کافی، چنین اشتباهاتی را انجام دهند. این­که جایگاه مشتری را بسیار بالاتر از خود و بدون عیب و نقص در نظر بگیرید و خودتان را در جایگاهی پایین­تری از او ببینید، کار ساده­ای است. اما نباید بدین شکل رفتار کنید، حتی اگر یک آزادکار جدید هستید. یاد بگیرید که اجازه ندهید دیگران از خوبی شما سوءاستفاده کنند. این­که در شرایط دشواری مانند این بتوانید موقعیت خودتان را حفظ کنید، در نهایت می تواند شما را قوی تر کند.

 خودتان را بازاریابی کنید

 به نظر غیرعقلانی است هر چند که من بازاریاب هستم، اما خودم واقعاً از بازاریابی لذت نمی برم.  من به اشتراک گذاشتن مقالاتم مشکلی ندارم، اما نمی خواهم برای تجارت خودم به کانال فروش در رسانه های اجتماعی تبدیل شوم.  به نظر من احساس درست نمی کند – من ترجیح می دهم فقط از سکوهایم استفاده کنم تا آنچه را که به آن علاقه مند هستم به اشتراک بگذارم و خودم باشم نه اینکه “برند” را فشار دهم.  خودم را خیلی محدود می کنم.

 به عنوان یک آزادکار، به شما اجازه داده می شود که علاقه و مهارت های گسترده ای داشته باشید و از رسانه های اجتماعی خود برای تبلیغ آنها استفاده کنید.  من آموخته ام که با کمی شخصی تر بودن و تمرکز نکردن از فشار دادن یک مارک، ممکن است با انواع افرادی که می خواهید با آنها کار کنید به هر حال ارتباط برقرار کنید.

به عنوان یک آزادکار شما این امکان را دارید تا طیف گسترده‌ای از علایق و مهارت ها را داشته باشید و از رسانه های اجتماعی خود برای تقویت آن‌ها استفاده کنید. من متوجه شدم که در صورت کمی بیشتر شخصی و خصوصی کار کنیم و تمرکزمان را از جلو بردن برند کنار بکشیم، ممکن است بتوانیم با آن دسته از افراد که تمایل به همکاری با آنها داریم ارتباط برقرار کنیم.

   آزادکاری حس خارق العاده ای از قدرت و آزادی را به همراه دارد. شما به تنهایی مسئول شکل دادن سرنوشت خود هستید.

   من اخیراً مشورتی با یکی از مشتریان داشتم که با محتوای پیام زیر با من تماس گرفت:« من تا پیش از امروز با شما آشنا نبودم، اما پس از آنکه تعدادی از توییت های شما را مشاهده کردم، متوجه شدم که ما منافع مشترکی می‌توانیم داشته باشیم (من فردی اهل منچستر با علاقه بسیار به رقص «raving» و زندگی سالم می باشم!)».

   این پیغام به من نشان داد که به اشتراک گذاشتن علایق خود در رسانه های اجتماعی این امکان را برای من فراهم کرد تا با مشتری بالقوه‌ای ارتباط برقرار کنم که همسو با تفکرات و ادراک من بود و من حس کردم که واقعاً می توانم به او کمک کنم. بله، من عمیقا می خواهم تا با افرادی که رقص «raving» و زندگی سالم را دوست دارند همکاری کنم (و نه، این دو به طور متقابل منحصر به فرد نیستند!).

   اگر به نظر می‌رسد که فردی شما را درک نمی‌کند، از طرفی مشتری خوبی برای شما نیز نخواهد بود. در واقع با کار کردن با افراد  زیادی که واقعا متناسب با من نبودند، زمان زیادی طول کشید تا من به این نتیجه برسم. خب مشکلی نیست، چرا که افراد بسیار دیگری بوده‌اند که با من تناسب داشته‌اند.

. . . . . . .

من در مورد سختی ها صحبت کردم، اما نکات مثبت چطور؟ بله، نکات مثبت بسیاری وجود دارند- اگر نکته مثبتی وجود نداشت من نمی‌توانستم این همه مدت به عنوان آزادکار به کار خود ادامه دهم. در کنار مزیت های کار کردن از راه دور که پیش از این در مورد آن نوشته ام، آزادکاری حس خارق‌العاده‌ای از قدرت و آزادی را به همراه دارد. شما به تنهایی مسئول شکل دادن سرنوشت خود هستید.

آیا این ماه ۴ هزار یورو درآمد داشتید؟ این تنها به خاطر خودتان است. آیا تصدیق مثبتی دریافت کردید؟ عالی است- سبک ارتباطی شما موثر بوده است و شما در حال ساخت روابط هستید. آیا مغز شما در حال انفجار با ایده هاست و ناگهان قصد دارید دست به قلم شوید؟ عالی است! این یعنی خلاقیت شما در حال تبلور است.

   بنابراین ادامه دهید، سوار این ترن هوایی شوید و پستی ها و بلندی های همراه آن را در آغوش بگیرید. از هر یک از تجربیات مثبت و منفی خود برای ساخت ثبات و انعطاف احساسی خود استفاده کنید.

   آزادکاری می‌تواند یک سفر احساسی باشد، اما نباید بر شما چیره شود. در نهایت، می‌توان آن را سفری انگاشت که شما در آن حقیقتا خود را بهتر خواهید شناخت و متوجه خواهید شد که توانایی های شما بیش‌تر از حد تصورات شما است.

ممکن است بپسندید

دیدگاه خود را بنویسید ...

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.