Definitions-Design

چهار تعریف از طراحی

توسط

وقتی آنها را با هم در نظر می‌گیرید، نمود بیشتری پیدا می‌کنند.

به این قضیه برخورد می‌کنید. همكار شما بحث نهایی را شروع كرد: “آیا می‌توانید این « طراحی» را برای من توضیح دهید؟” شما مدت طولانی برای این لحظه صبر کرده‌اید. بعد از سال‌ها مطالعه و سخت‌کوشی می‌دانید اکنون این طراحی چیست، درست است؟ با این حال، کلمات در دهان شما خشک شدند، و به نظر می‌رسد تمام آن سخنرانی‌های آنلاینی که تمرین کرده بودید، بر زبان شما جاری نمی‌شوند. شما ممکن است به توصیف ارزش طراحی بپردازید، اما دقیقاً توصیف اینکه طراحی چیست … کمی سخت‌تر بنظر می‌رسد.

یک ضرب المثل قدیمی هندی در مورد مردان نابینا و فیل وجود دارد. آن‌ها تا به حال هرگز فیلی ندیده‌اند، و وقتی جلوی آنها قرار می‌گیرد هرکدام قسمت خاصی از فیل را تحلیل می‌کنند …

مرد نابینایی که باد را از گوش فیل حس می‌کند، می‌گوید: “این یک پنکه است!” . شخصی که دم باریک و بلند فیل را حس می‌کند، می گوید: “نه ، قطعاً یک طناب است.” شخص دیگری در نزدیکی تاج فیل می‌گوید: ” همه‌ی شما اشتباه کرده‌اید ،” این قطعاً یک نیزه است … “

این ایده از حقایق متعدد در پی تعریف چیزی پیچیده مانند طراحی جالب است. در تحقیق برای این مقاله، من برای توصیف طراحی رویکردهای متنوعی پیدا کردم که دیدگاه، زمینه و اهداف نویسنده در آن متفاوت است. بسیاری از طراحان سعی کرده‌اند طراحی را در یک درجه بالا توصیف کنند، اما این توصیفات ساده تنها بخشی از آن است. اما آنها را با هم در نظر بگیرید و نمود بیشتری پیدا می‌کنند.

در زیر به چهار مورد از توصیف‌های مفید طراحی اشاره شده است:

1- برنامه آموزش طراحی

شاید مستقیم ترین راه برای توصیف طراحی روشی باشد که برای طراح توصیف می‌شود – از طریق آموزش آن‌ها. گرچه آموزش طراحی متفاوت است، ولی برخی از مضامین مشترک وجود دارند:

یادگیری مبتنی بر پروژه

اکثر مدارس طراحی، با انجام طراحی، بر یادگیری آن تمرکز دارند. این خیلی مهم است که دانش‌آموزان از طریق پروژه های مدلی که آن‌ها را به چالش می‌کشاند و به فکر کردن وا می‌دارد، آموزش می‌بینند، سپس از طریق “مقاله انتقادی” بازخورد دریافت می‌کنند.

روش شناسی

تکنیک‌های تولید و کشف مفاهیم بیشمار، سپس محدود‌کردن به بهترین راه‌حل.

بینش ، تحقیق و آفرینش

به طراحان آموزش داده می‌شود که جواب همیشه مربوط به کاربر است. طراحان با یادگیری تکنیک‌های مصاحبه، آفرینش، تسهیل و نقشه برداری، افکار خود را به کاربران ارائه می‌دهند و آموزش می‌دهند تا از فرضیات و تعصبات خود دور شوند.

داستان‌گویی

انسان‌ها به بهترین نحو به داستان‌ها پاسخ می‌دهند – اینگونه است که ما به طور طبیعی اطلاعات را پردازش و ذخیره می کنیم. طراحان یاد می‌گیرند که این کار را هم در متن و هم با جریان کاربر مهار کنند و مفاهیم را به فروش برسانند.

آموزش ارتباط بصری

چگونه شکل، خط، رنگ و نوع می‌تواند برپاسخ ما به یک پیام بصری تاثیر بگذارد؟

چگونه می توان چشم را از طریق یک ترکیب هدایت کرد یا احساسات مختلفی را از طریق عناصر بصری ایجاد کرد؟

تجسم

طراحان، با پایه و اساس زیبایی‌شناسی، تمرین می‌کنند که بتوانند به سرعت و به طور موثر ایده ها و مشکلات پیچیده را از طریق طرح‌ها و نمودارهای ساده به تصاویری قابل درک تبدیل کنند.

نمونه‌سازی

نمونه‌سازی اولیه به طراحان اجازه می‌دهد تا مفاهیم را به روشی سریع و ارزان آزمایش و تکرار کنند.

حتی پس از آموزش رسمی، طراحان همچنان با این ویژگی‌ها ارزیابی می‌شوند. می‌خواهید یک طراح را درک کنید؟ صدای معلم-کوچک درون سرشان، همچنان این موارد را گوشزد می‌کند

2- نه مهندسی یا هنر بلکه نزدیک به هردو.

بزرگنمایی راه، رویکرد دیگری برای توصیف طراحی و تقابل آن با رشته‌های مرتبط است.

در چکیده‌ی سریال‌های نتفلیکس، نری آکسمن طراح و رنسانس نمایی از روند تیم خود ارائه می‌دهد، با دیدگاه جالب در طراحی:

چرخه خلاقیت نری آکسمن. منبع: طیف MIT

کار آکسمن با Bio-Architecture در تقاطع طراحی، علوم، مهندسی و هنر است، بنابراین برای او مرزهای تار این رشته‌ها خصوصاً روشنگر بوده است. او توضیح می‌دهد که چگونه زمینه‌ها در هم نفوذ می‌کنند و یکدیگر را آگاه می‌سازند:

“علم، اطلاعات را به دانش تبدیل می‌کند. مهندسی دانش را تبدیل به ابزار می‌کند. طراحی، ابزار را در متن به رفتار فرهنگی تبدیل می‌کند. هنر آن رفتار فرهنگی را در پیش‌گرفته و برداشت ما از جهان را زیر سوال می‌برد. “

– نری آکسمن

در کار تیمی وی، طراحی با ورودی اطلاعات موردنیاز اطراف و خروجی‌ای که به دیگران ارائه می‌دهد، تعریف می‌شود.

به طور مشابه، در سال 1965، بروس آرچر، طراح، در مورد این سؤال که هنوز هم ذهن‌های بسیاری را درگیر کرده است، تفکر کرد: تفاوت بین هنر و طراحی در چیست؟ اگرچه ممکن است شبیه به نظر برسند، اما کاملاً متفاوت هستند. در مورد آن فکر کنید … یک معمار که نقشه‌ی یک خانه را آماده می‌کند – این طراحی است. به همین ترتیب یک مامور چاپ، یک صفحه را برای چاپ آماده می‌کند. اما در مورد یک مجسمه ساز، که یک سفال را شکل می‌دهد، چه؟ آیا این طراحی است؟ آرچر می‌گوید خیر – هنرمند خلق می‌کند، طراحی نمی‌کند. برای اینکه یک کار، “طراحی” محسوب شود، دو شرط وجود دارد:

  • یک فرمول‌بندی پیشین از نسخه یا مدل
  • امید یا انتظار تجسم نهایی به عنوان یک شی مصنوعی

بنابراین اساساً، طبق گفته آرچر، طراحی در مورد برنامه‌ریزی برای چیزی‌است که امیدوار هستید در آینده ساخته شود، در حالی که هنر یک کار واقعی را خلق و ایجاد می‌کند.

3- منظر‌های بی شمار طراحی

شاید یکی از بزرگترین چالش‌ها در توصیف طراحی، وسعت و تنوع فعالیت‌های طراحی، مشکلات حل‌شده و خروجی‌ها باشد. در سطح وسیع‌تر، طراحان توسط رسانه‌ای که با آن کار می‌کنند طبقه‌بندی می‌شوند: اشیاء فیزیکی، رابط‌های دیجیتال، سیستم‌های بصری، محیط‌ها، تجربیات و غیره. در حالی که برخی از طراحان قصد دارند کلی‌گرا باشند و انواع طراحی را ارائه دهند، برخی دیگر تخصصی کار می‌کنند. دیگران زیر‌مجموعه‌ای از طراحی‌ای که دوست دارند انجام دهند را پیدا می‌کنند، اما می‌توانند بقیه را نیز انجام دهند. عناوین زیادی برای توصیف این پروفایل‌ها و منظرهای طراحی‌ای که با آن کار می‌کنند، ظاهر شدند. این تنوع می‌تواند برای همتایان غیر طراحی آنها سردرگمی ایجاد کند، به خصوص برای یافتن طراح (های) مناسب برای تیم.

به عنوان رابط بصری، توصیف این تنوع، تبدیل به یک مشکل طراحی می‌شود. بسیاری از طراحان سعی در توصیف انواع مختلف طرح‌ها با تجسم آنها بر روی طیف برای وضوح بیشتر دارند. در اینجا چند نمونه از طراحی محصولات دیجیتالی، یکی از بسیاری از رشته‌های طراحی آمده است:

جاسپر استفنسون، طراح نقشه، یک جدول زمانی از فازهای پروژه که بیشترین مشارکت را دارند، ترسیم می‌کند

طیف UX باتوجه به نقاط قوت پروفایل‌ها در مهارت‌های خاص، طیف گسترده‌ای از آن‌ها حتی در UX را نشان می‌دهد

4- طرح در سوالاتی‌است که می‌پرسیم

برخی می‌گویند که یک راه مطمئن برای یافتن طراح تیم وجود دارد – سؤالاتی که می‌پرسند. طراح شما احتمالاً شخصی است که سوالاتی از این قبیل می‌پرسد،:

  • مخاطب هدف ما کیست؟ به چه چیزی می‌خواهند برسند؟ چگونه می‌توانم ورودی آنها را داشته باشم؟
  • چگونه افراد نسبت به این، واكنش دارند و تعامل یا استفاده می‌کنند؟ چه چیزی در حال حاضر کار نمی‌کند؟
  • ما می‌خواهیم به جه جیزی برسیم؟ این چگونه به کاربران ما کمک می‌کند؟
  • می‌خواهیم با چه چیزی ارتباط برقرار کنیم؟ آیا راهی برای انجام سریعتر، بهتر و یا منحصر‌به‌فرد‌تر وجود دارد؟
  • چگونه می‌توانم از متخصصان مرتبط با موضوع ورودی دریافت کنم؟
  • چه وابستگی‌هایی (سایر خدمات، سیستم‌های فنی ، قوانین و مقررات و غیره) بر تجربه تأثیر می‌گذارد؟

سؤالات نقش بسیار مهم و جالبی در تعریف طراحی دارند، زیرا آن‌ها خروجی ملموسی از مشکلات طراحی هستند که به حل آن‌ها کمک می‌کند. بدون اشاره به ارزش‌های اصلی و فلسفه‌های یک طراح. در عین حال آنها نیازی به آموزش طولانی یا ابزار ویژه ندارند. آنها می‌توانند توسط هر کسی، نه فقط طراح ، پرسیده شوند. بنابراین، براساس این تعریف، تا زمانی که سؤالاتی مانند این موارد پرسیده شوند، طرح می‌تواند بدون حمایت انجام شود.جالب است.

ممکن است بپسندید

دیدگاه خود را بنویسید ...

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.